ابو الفضل مير محمدى زرندى
30
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
ندارد از اين رو ما در سابق ، اين اجماع را به نحو تأييد ذكر كرديم نه به عنوان شاهد ؛ زيرا محتمل است كه ايشان قرآنهاى خود را از روى قرآن ديگرى نوشتهاند نه اينكه وحى قرآنى را خود ، جمع نموده و به صورت قرآنى درآورده باشند . از ديگر كسانى كه ابىّ را از كاتبان وحى مىدانند ابن عبد البرّ صاحب كتاب استيعاب و نيز ابن اثير در كتاب اسد الغابة مىباشند . و نيز زركلى در كتاب اعلام خود مىنويسد : ابىّ از علماء و احبار يهود و بر كتب قديمه مطلع بود و نوشتن را مىدانست بلكه در رأس نويسندگان قرار داشت و پس از آن كه مسلمان شد از كاتبان وحى گرديد . و نيز حلبى در كتاب سيره خود مىنويسد : ابىّ در بيشتر حالات خود ، وحى مىنوشت . و نيز مؤلف عقد الفريد مىنويسد : هر گاه على ( عليه السلام ) و عثمان از مجلس وحى غايب بودند ابىّ بن كعب و زيد بن ثابت وحى را مىنوشتند و اگر يكى از اين دو نيز غايب بود ديگرى كتابت وحى مىكرد « 1 » . و همچنين از عبارت يعقوبى مىشود استيناس مطلب نمود زيرا ، ابىّ را جزء اشخاصى كه بر كاتب بودن آنان اجماع داريم و بر اينكه ايشان وحى و نامه و عهدنامهها را مىنوشتند ، بشمار آورده است . اما آنچه از اصابهء ابن حجر و كامل ابن اثير نقل كرديم فقط بر كاتب بودن ابى دلالت دارند اما در اين كه وحى را نيز مىنوشته صراحتى ندارند . علاوه بر اينها شيخ كلينى در كتاب كافى حديثى نقل نموده كه از آن به دست مىآيد ابىّ در نزد امام شخص ممدوحى بوده است امام جعفر صادق در آن حديث مىفرمايد : اگر ابن مسعود بر اساس قرائت ما قرائت نمىكند گمراه است . ربيعه مىپرسد : آيا او گمراه است ؟ ! امام مىفرمايد بله گمراه است سپس مىفرمايد : امّا ، ما ( اهل بيت ) به روش ابىّ قرائت مىكنيم « 2 » . 3 - زيد بن ثابت عدهاى از بزرگان در كتابهاى خود ، زيد را از كاتبان وحى شمردهاند كه عبارتند از : ابن شهر آشوب در كتاب مناقب مىنويسد : زيد بن ثابت با ابىّ بن كعب وحى
--> ( 1 ) عقد الفريد ، ج 3 ، ص 5 . ( 2 ) الكافى ، ج 4 ، كتاب فضل القرآن ، ص 445 .